لا چِمِر *
شغالان که زوزه آمدند
دریا که در صدا نشست
مادرم گفت
شکر خدا فردا آفتاب است
ما خانواده ی سر به راهی بودیم
تنگِ دهکده ی دنیا
روز و شب مان را میزان می کردیم
به زنگ خروس و زوزه ی شغال
فردا
بیدار نشد
صبح
باران بند نیامد
پدر به مزرعه نرفت
کنار لانه چند پر خونی...
مادر که بغضش می خورد:
خدا را شکر دفع بلاست!
مادر
دائم نمازش قضا می خواند .
*لا چِمِر=لا+چِمِر-یک واژه ی اصیل مازندرانی است
لا=میان-میانه-شکاف
لادادن=شکفتن -رُخ نمودن-روشن شدن -صاف شدن هوا
چِمِر=صدا
لا چِمِر=صدای صاف شدن هوا پس از یک باران طولانی-در مازندران بنا به یک باور بومی و کهن عقیده بر این است که با صدای دسته جمعی شغالان در شب توأمانِ صدای دریا،پس از یک باران طولانی فردای آن شب آفتابی است .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 9:4 توسط جلیل قیصری
|
معرفی آثار نویسنده :