باز خوانی شعری از امیر پازواری*
دَ پتِمِه شِه دِ لِ دَرونِ کاغذ
چون خطِ شِکستِه به مِیونِ کاغذ
نازکتر از این گِمِه پیونِ کاغذ
گِلِ نم بِدا دارنِه زِوونِ کاغذ
ترجمه:
دل خود را درون کاغذ پیچیدیم
چون خط شکسته ای در میان کاغذ پیچیدیم
نازکتر ازاین بسان کاغذ می گویم
زبان کاغذ(در خود) گل نم داده دارد
در میان آن دسته از اشعار امیر پازواری که به قیاس و اقتباس یا ترجمه ی تا حدی کلام به کلام اشعار پارسی سروده نشده اند و به زبان وبیان و زادگاه مادری متمایل ترند گاه نمونه هایی یافت می شودکه با چینش بی نظیر کلمات و ریزه کاری های زبانی و ایماز های انفجاری با نو ترین نقد های جهانی هم از بُعد تصویری و هم معنای معنا ها قابل محک و سنجه اند با این پیش در آمد به سراغ یکی از این دو بیتی ها می رویم :
دَ پِتِمِه شِه دلِ درونِ کاغذ= دل خود را درون کاغذ پیچیدم
پیچیدن دل ،درون کاغذاز بُعد بصری نوعی چشم روشنی و هدیه را به خاطر می آورد ؛هدیه ای که عزیز ترین چشم روشنی هاست و از جانبی دل نوشته های درون کاغذ به خاطر می آید و هم کاغذیکه با خون دل نوشته شده است که در بند های بعدی این داده های بصری و معنایی کامل تر می شود
چون خط شکسته به میونِ کاغذ=چون خط شکسته ای درمیان کاغذ (پیچیدم)
دلی که شکسته است با سطر های شکسته توأمان می شود چرا که شکسته دلی را باید با کلمات شکسته نوشت ضمن این که شکستگی معنایی ناشی از حزن واژه ها صورت تصو یری خط شکسته را هم به چشم می اورد ( کلمات در اثر حزن و اضطراب ناشی از غم به صورت شکسته نوشته می شوند )
نازکتراز این گومِه پیونِ کاغذ= نازکتر از این بسان کاغذ می گویم
حرفم را به سان کاغذ بسیار نازکانه می گویم ...که این نازکی هم به مصرع اول (نازکی دل) می رود و هم به مصرع آخر (نازکی گل)ضمن این که نازکی کاغذ هم مد نظر است. دلی که از کاغذ نازکتر است!و دل و کاغذ و نوشته و راوی توأمانِ لطافت و شکستگی هستند که یکجا به شعر نشسته اند.
گلِ نم بِدا دارنِ زوونِ کاغذ = زبان کاغذ( در خود )گل نم داده دارد
زبان کاغذ گل نم داده یا به شبنم نشسته در خود دارد :در یک نگاه اشک راوی تداعی می شود که باواژه واژه ی دل (گل)عجین شده است یعنی در وقت نوشتن اشک ریزان می نوشت یا واژه هایی که خودِبغض و اشک هم هستند و در بُعد بصری دل ِدرون کاغذ نیز به چشم می آید که با توجه به « خط شکسته » در مصرع دوم ،به چین چین یا لایه های گِلِ شبنم زده یا دل خونا لود ما ننده است .
*شاعر مازندرانی دوره ی صفویه که شعرش با جان و زبان همه ی اقشار و طبقات اجتماعی مازندران در آمیخته و زبان حال این مردم در اعیاد و جشن ها و حتی مراسم سوگواری است نیما در مجموعه ی روجا به کرات و به نیکی از این شاعر بزرگ مردمی وبومی سرا یاد کرده است .

