هم سن و سال کودکی من است
تبسمی به لب دارد
شکلکی
ترانه ای ...
از پنجره سرک می کشد
در
دیوار
سینه به سینه ی راهم می ایستد
خیابان
اتوبوس
اداره
دلواپس میان سالی ...
همیشه ی خدا
یکی
ناتمام می ماند .
+ نوشته شده توسط جلیل قیصری در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت
21:36 |

